***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شعر ...

کوچه ...

شاعر: فریدون مشیری تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 478

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم


در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد


يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!


با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

منبع:
temenna.blogfa.com
نظرات
ارسالنظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 0
    کل: 1500
    کل نظرات: 3969
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 2
    کل: 976
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: ElvinWithnell54