***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شعر ...

راز من

شاعر: فروغ فرخزاد تاریخ: 1 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 189
هيچ جز حسرت نباشد كار من
بخت بد بيگانه اي شد يار من

بي گنه زنجير بر پايم زدند
واي از اين زندان محنت بار من

واي از اين چشمي كه مي كاود نهان
روز و شب در چشم من راز مرا

گوش بر در مينهد تا بشنود
شايد آن گمگشته آواز مرا

گاه مي پرسد كه اندوهت ز چيست
فكرت آخر از چه رو آشفته است

بي سبب پنهان مكن اين راز را
درد گنگي در نگاهت خفته است

گاه مي نالد به نزد ديگران
كو دگر آن دختر ديروز نيست

آه آن خندان لب شاداب من
اين زن افسرده مرموز نيست

گاه ميكوشد كه با جادوي عشق
ره به قلبم برده افسونم كند

گاه مي خواهد كه با فرياد خشم
زين حصار راز بيرونم كند

گاه ميگويد كه : كو ‚ آخر چه شد
آن نگاه مست و افسونكار تو ؟

ديگر آن لبخند شادي بخش و گرم
نيست پيدا بر لب تبدار تو

من پريشان ديده مي دوزم بر او
بي صدا نالم كه : اينست آنچه هست

خود نميدانم كه اندوهم ز چيست
زير لب گويم : چه خوش رفتم ز دست

همزباني نيست تا برگويمش
راز اين اندوه وحشتبار خويش

بيگمان هرگز كسي چون من نكرد
خويشتن را مايه آزار خويش

از منست اين غم كه بر جان منست
ديگر اين خود كرده را تدبير نيست

پاي در زنجير مي نالم كه هيچ
الفتم با حلقه زنجير نيست

آه اينست آنچه مي جستي به شوق
راز من راز ني ديوانه خو

راز موجودي كه در فكرش نبود
ذره اي سوداي نام و آبرو

راز موجودي كه ديگر هيچ نيست
جز وجودي نفرت آور بهر تو

آه نيست آنچه رنجم ميدهد
ورنه كي ترسم ز خشم و قهر تو

/dashmili-5.blogfa.com/
نظرات
ارسالنظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 0
    کل: 1496
    کل نظرات: 3950
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 26
    کل: 942
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: VickeyLangridge