***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 31 تیر 1397 نظرات: 0 بازدید: 49


قطره دل سوی دریا می رود

دوره گردی شهر زیبا می رود

-مرغک دل چون غریبی اشنا

گلشنی نو کرده پیدا می رود

شب سلاح خویش پنهان می کند

بر وصال صبح زیبا می رود

نامرادی سهم دیروز من است

زورق امید فردا می رود

گل رفاقت می کند با عطر و بو

بلبلی با شور و غوغا میرود

چند روزی بنده ؛شاهی می کند

کفش هایی گاه بی پا می رود

خنده ای رسوا نماید رازها

می کند تزویر حاشا می رود
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 14 دی 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 945
دیده از دیدار رویت مست مست

مهر تو زنجیر ه غم را گسست

بوی گلزار محبت جان فزاست

لاله ها پیمانه سرخی بدست

نغمه بلبل حدیث اهل دل

عاشقی با دلبر نازی نشست

از ازل جانی به جسم خاک ماست

تا ابد اکسیر ناب دوست هست

لحظه ای این خرقه بر نام من است

لحظه ای دیگر حباب ما شکست

زنده ام گر مرده ام صد بارها

می کند چرخ فلک بالا و پست

سرخی خورشید م و ابی زلال

روح ما نو شیده از جام الست

شعر از یونس تقوی
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 12 آذر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 024
ای دل به کار جهان اعتبار نیست

ما را امید یکی زان هزار نیست

هر روز می گذرد بی وصال دوست

حرفی ز آمدن گلعذار نیست

اشوب می نگرم در سکوت سرد

بازار گرم جهان را قرار نیست

این کوچه گم شده در پیچ تاب خویش

فردا برای کسی اشکار نیست

پاییز رقص کنان می رسد ز راه

جایی برای عروس بهار نیست

دل گفته ناله نکن غصه رفتنی ست

ایینه های زمان را غبار نیست

یعنی که بی من و تو باز هستی است

چشمی به پنجره انتظار نیست

یک لحظه سهم تمام وجود ماست

جایی به فلسفه افتخار نیست

گل را ببوی و نگاهی به اب کن

گنجی به از به و جام انار نیست

مهتاب می نگرد بر تو ناز و نرم
هرچند ناز تر از ناز یار نیست

شعر از یونس تقوی

شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 17 مهر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 848


عشق تو در سینه غوغا می کند

عقده خاموش دل وا می کند

می رود مرغ خیالم کوی دوست

یوسفِ یعقوب پیدا می کند

سنگ دل پوشیده رخت چشمه سار

دیده را همسان دریا می کند

می شود مهمان بزمی با صفا

حرف دل با گریه معنا می کند

گلشن سرخ محرم غنچه کرد

صحبت از آیین مولا می کند

تیغ جاهل می درد جان حسین

فتنه در دیروز و فردا می کند

ظلمت جهل و تباهی برقرار

ماجرای کوفه هر جا می کند

عقل و احساسم در اینجا با هم اند

ذکر تو ارامش ما می کند

شعر از یونس تقوی
شاعر: یونس تقوی

تاریخ: 17 مهر 1395 نظرات: 1 بازدید: 410


عشق تو در سینه غوغا می کند

عقده خاموش دل وا می کند

می رود مرغ خیالم کوی دوست

یوسفِ یعقوب پیدا می کند

سنگ دل پوشیده رخت چشمه سار

دیده را همسان دریا می کند

می شود مهمان بزمی با صفا

حرف دل با گریه معنا می کند

گلشن سرخ محرم غنچه کرد

صحبت از آیین مولا می کند

تیغ جاهل می درد جان حسین

فتنه در دیروز و فردا می کند

ظلمت جهل و تباهی برقرار

ماجرای کوفه هر جا می کند

عقل و احساسم در اینجا با هم اند

ذکر تو ارامش ما می کند

شعر از یونس تقوی
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 24 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 419
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش

حلقه ی گیسو به گرد گردنش حسرت نماست
ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش
شاعر: شهریار

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 112
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 856
به عشق هر که دل بستم، از اول خصم جانم شد
به هر کس مهر کردم، عاقبت نامهربانم شد

کسی از راه دلسوزی، نزد بر آتشم آبی
وفای شمع را نازم، که عمری همزبانم شد
شاعر: سید حسن سعیدزاده بیدگلی(صهبا)

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 2 بازدید: 2 233
آیینه هست غرق تماشای ماه تو
بانو چقدر جاذبه دارد نگاه تو

دائم طلوع می کند از گوشه ی افق
خورشید با اشاره ی پلک پگاه تو
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 554
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 408
چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم
بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم

بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند
من هنوز آرزوی فرصت پرواز کنم ...
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 442

از غضب زیباتر آن رخسار زیبا می شود
بحر، طوفانزا چو گردد، خوش تماشا می شود

گفت: دیشب گریه ها کردم به یادت، گفتمش
چشمه گاهی از درون سنگ پیدا می شود
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 482
دلی كز آتش عشقی نسوزد سوختن دارد
لبی كز عاشقی حرفی نداند دوختن دارد

از آن در آتش عشق تو گريانم كه می دانم
ميان آب و آتش شمع محفل سوختن دارد
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 856
ای جوانی
رفتی ز دستم ، در خون نشستم

جوانی، کجايی
چرا رفتی که من بر تو عهدی نبستم
غم پيری ، نبود ديری ، که در هم شکستم
شاعر: اسماعیل نواب صفا

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 188
مرغی كه هراسی ز قفس داشته باشد
خاموش از آن به كه نفس داشته باشد

بيدار شو، ای غرّه ی ايّام كه هر صبح
شام سيهی نيز ز پس داشته باشد
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 286

آن کشته که بردند به يغما کفنش را
تير از پي تير آمد و پوشاند تنش را

خون از مژه ميريخت به تشييع غريبش
آن نيزه که ميبرد سر بي بدنش را
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 432
بی لشگریم!حوصله شرح قصه نیست
فرمانبریم حوصله شرح قصه نیست

با پرچم سفید به پیکار می رویم
ما کمتریم! حوصله شرح قصه نیست
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 191
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم

دلسنگ یا دلتنگ ! چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 674
هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار

زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 417
هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست
ببار ابر بهاری، ببار... کافی نیست

چنان که یخ زده تقویم ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 620
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 437
مرا بازیچه‌ خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

نسیم مست وقتی بوی گل می‌داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می‌کند یک روز گل‌ها را
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 621
به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا

غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 439

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 202

شور دیدارت اگر اگر شعله به دل‌ها بکشد
رود را از جگر کوه بـه دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید بــه درازا بکشد
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 625
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم

من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم، نمی میرم
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 658
باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیست
درد خودبینی است می دانم تو را تقصیر نیست

کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی است
در گل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 505
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!
که آنچه در سر من نیست ، ترس رسوایی ست!

چه غم که خلق به حُسن تو عیب میگیرند؟
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست!
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 662
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم است

زيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست
جدال خلق چرا بر سر زياد و كم است
شاعر: فاضل نظری

تاریخ: 13 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 249
همین که نعش درختی به باغ می افتد
بهانه باز به دست اجاق می اقتد

حکایت من و دنیا یتان حکایت آن
پرنده ایست که به باتلاق می افتد

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 0
    کل: 1500
    کل نظرات: 3973
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 16
    کل: 992
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: ZarryMax