***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 265
پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو

از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 206
می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 206
دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرار و ور کشید
آستین همت و بالا زد و رفت
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 201
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز
که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز

تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ
رفاقتی است میان من و تو و پاییز
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 130
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
شاعر: جابر ترمک

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 323
پشت سرتو سر به سر خان گذاشتیم
شاعر شدیم و سر به بیابان گذاشتیم

حتا میان سفره چشمت سپیده دم
یک لقمه بوسه بر لب مهمان گذاشتیم
شاعر: سیمین بهبهانی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 223
گر بوسه می خواهی بیا، یک نه دو صد بستان برو
این جا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جـــــان بــــرو

صد بوسه ی تر بَخْشَمَت، از بوسه بهتر بَخْشَمَت
اما ز چشم دشمنان، پنهان بـیا، پنهــــان بــــــرو
شاعر: سیمین بهبهانی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 196

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم
درحسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
شاعر: سیمین بهبهانی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 298

گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم
شاعر: سیمین بهبهانی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 230
چه گویمت ؟ كه تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی

جنین كه می گذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم كه غم انگیز ماه و سال منی
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 424
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست
شاعر: قیصر امین پور

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 203
بوی بهار می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو

ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من
ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو
شاعر: قیصر امین پور

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 1 237

پیش بیا ‌! پیش بیا ‌! پیش‌تر !
تا که بگویم غم دل بیش‌تر

دوست‌ترت دارم از هر‌چه دوست
ای تو به من از خود من خویش‌تر
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 247

یا که به راه آرم این صيد دل رميده را
یا به رهت سپارم این جان به لب رسيده را

یا ز لبت کنم طلب قيمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون تپيده را
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 910
شمعيم و دلی مشعله افروز و دگر هيچ
شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هيچ

افسانه بود معنی دیدار، که دادند
در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هيچ
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 557
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
ز حسن و خوبی تو هيچ کم نخواهد شد

برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت
کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 602
نخلی که قد افراشت، به پستی نگراید
شاخی که خم آورد، دگر راست نياید

ملکی که کهن گشت، دگر تازه نگردد
چو پير شود مرد، دگر دیر نپاید
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 933
سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را
خون مردم‌، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را

ای شکرلب‌، آب چشمم نیک دریابد تو را
وی قصب‌پوش آتش دل زود درگیرد تو را
شاعر: ملک الشعرای بهار

تاریخ: 6 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 091
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 191
رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم
آشنای تو دلم بود و به دست تو سپردم

اشک دامان مرا گیرد و در پای من افتد
که دل خون شده را هم ز چه همراه نبردم
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 313

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشت
نامهربان من که به ناز از برم گذشت

چون ابر نوبهار بگریم درین چمن
از حسرت گلی که ز چشم ترم گذشت
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 238
ای فرستاده سلامم به سلامت باشی
غمم آن نیست كه قادر به غرامت باشی

گل كه دل زنده كند بوی وفایی دارد
تو مگر صاحب اعجاز و كرامت باشی
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 885
بیا که بار دگر گل به بار می آید
بیار باده که بوی بهار می آید

هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل
که گل شکفته و بانگ هزار می آید
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 126

گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنی
سیر جهان در آینه ی روی او کنی

خاک سیه مباش که کس برنگیردت
آیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 862

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هوا گرفته ی عشق از پی هوس نرود

به بوی زلف تو دم می زنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 195

به من ز بوی تو باد صبا دریغ نکرد
ز آشنا نفس آشنا دریغ نکرد

چو غنچه تنگ دلی هرگزش مباد آن گل
که بوی خوش ز نسیم صبا دریغ نکرد
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 218

دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن

به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
دل گرفته ی ما بین و دلگشایی کن
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 181

زين گونه‌ام كه در غم غربت شكيب نيست
گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست

جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش
كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 070
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من

دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من
شاعر: هوشنگ ابتهاج

تاریخ: 5 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 185

صد ره به رخ تو در گشودم من
بر تو دل خویش را نمودم من

جان مایه ی آن امید لرزان را
چندان که تو کاستی، فزودم من

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 3
    کل: 1503
    کل نظرات: 3977
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 4
    کل: 1018
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: yagoob