***این انجمن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است***


 
 

مهرداد اوستا
رهی معیری
سیمین بهبهانی
رهی معیری
عماد خراسانی
محمد علی بهمنی

لطفا کد لگوی ما را در سایت خویش قرار دهید

منوی کاربری

دوستان گرامی برای ورود به پروفیل خویش کافیست نام کاربری خود را که ما از طریق ایمیل برای شما انتخاب کرده ایم وارد بخش مربوطه نموده و رمز عبور را با اعداد و کلمات "انگلیسی" در کادر مخصوص بخود درج نمایید

تذکر مهم؛ در هنگام وارد کردن رمز عبور، زبان کیبورد خویش را به انگلیسی تغییر دهید حتی اگر هیچ کلمه ی انگلیسی در رمز عبور شما وجود نداشته باشد

توجه داشته باشید که نام کاربری دوستانی که از اسما چند حرفی مانند "محمدعلی" تشکیل شده است باید دقیقا مشابه با نام کاربری باشد که ما به ایمیل دوستان ارسال نموده ایم

معرفی کتاب

انتشار ویژه



چشم تو خواب می رود


هر که دلارام دید


از تو بگذشتم


به کارهای دگر اعتبار نیست


شعله رمیده

مست و هوشیار


نظرسنجی

نظرشما در مورد سیستم؟


 
شاعر: سعدی

تاریخ: 10 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 336
رها نمی کند ایام در کنار منش
که داد خود بستانم ببوسه از دهنش

همان کمند بگیرم که صید خاطر خلق
بدان همی کند و در کشم به خویشتنش
شاعر: سعدی

تاریخ: 10 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 233
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج می فرستی و گر تیغ می زنی

ای چشم عقل خیره در اوصاف روی تو
چون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 302
قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو
این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو

گیرم این باغ ، گُلاگُل بشکوفد رنگین
به چه کار آیدم ای گل ! به چه کارم بی تو ؟
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 340
ديده ام خورشيد را در خواب، تعبيرش تويی
خواب دريا و شب مهتاب، تعبيرش تويی

زآن لب شيرين حوالت کن برايم بوسه ای
ای که رويای شراب ناب، تعبيرش تويی
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 286

وقتی که خواب نیست، ز رویا سخن مگو
آنجا که آب نیست، ز دریا سخن مگو

پاییزها، به دور و تسلسل رسیده اند
از باغهای سبز شکوفا، سخن مگو
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 236
از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم

آوار ِ پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزم ؟
هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 268

امشب ستاره های مرا آب برده است
خورشید واره های مرا، ‌خواب خورده است

نام شهاب های شهید شبانه را
آفاق مه گرفته هم از یاد برده است
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 269

پله ها پیش رویم ، یک به یک دیوار شد
زیر هر سقفی که رفتم ، بر سرم آوار شد

خرق عادت کردم اما بر علیه خویشتن :
تا به گرد گردنم پیچد ، عصایم مار شد
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 257

همواره عشق بی خبر از راه مي رسد
چونان مسافري که به ناگاه مي رسد

وا مي نهم به اشک و به مژگان تدارکش
چون وقت آب و جاروي اين راه می رسد
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 330
لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

می شد بدانم كه اينكه خط سر نوشت من
از دفتـــــر كــــدام شب بستــــه وام شد ؟
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 252
چنان گرفتــــــــــــــــه ترا بازوان پیچکی ام
که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام

نه آشنایی ام امـــــروزی است با تو همین
کـــه می شناسمت از خوابهای کودکی ام
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 275
گل از پیراهنت چینم که زلف شب بیارایم
چراغ از خنده‌ات گیرم که راه صبح بگشایم

چه تلفیقی‌ست با چشم تو ـ این هر دم اشارت‌گرـ
به استعلای کوهستان و استیلای دریایم؟
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 206

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت
زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی
دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 096
نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست

شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست
شاعر: حسین منزوی

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 250
شب قدری که دمی پیش تو ماندم خوش بود
کامی از عمر که همراه تو راندم خوش بود

در خیالم که نه پرهیز و نه پروای تو داشت
بوسه ها کز لب نوش تو ستاندم خوش بود
شاعر: حمید سبزواری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 278
شاخه خشکم، ز پاییز و بهار من مپرس
مرده ام، از صبح و شام روزگار من مپرس

سر به پیش افکنده دارم پیش سربازان عشق
سرفرازی از سر زانو سوار من مپرس
شاعر: رهی معیری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 251
تار و پود هستیم بر باد رفت امــــا نرفــت
عـاشقی ها از دلـم دیوانگی هـا از سرم

شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
آتـشــی جــاویــــد باشـــد در دل خاکـستـــــرم
شاعر: رهی معیری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 225
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیده‌ام
شاعر: رهی معیری

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 121
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتــــم
در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم

گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانــــه وار
پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 077
زار می گریم و از گریــــه دلـــــم وا نشـــود
زانکه خاموش به آب، آتــــشی سودا نشود

از بـــرم رفـــــت عزیـزی که دل غمــــزده ام
دور از آن چهره رخشــــنده شکــــیـبا نشود
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 858
مبین که عهد مودت ز هر چه بود گسستم
کجا که با تو نبودم، کجا که بی‌تو نشستم

فرو گسستی اگر ذره ذره، ساز دل من
به پرده پرده‌ هر نغمه نقش روی تو بستم
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 1 998
نه از دور فلک مهری،نه ازبزم جهان کامی
نه شمع هستی ام را از نسیم فتنه آرامی

به جانم راه زد هربار،دردی بر سر دردی
به راهم باز شد هرگام، دامی در پی دامی
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 638

چون برآرم ز دل سوخته آوا من
زار نالم که دریغا ، که دریغا من

خود ندانم که مرا وایه بود یا نی
کس نپرسید که دارم چه تمنا من
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 729
بازآ که چون برگ خزانم رخ زردی‌‌ست
با یاد تو دم ساز دل من دم سردی‌ست

گر رو به تو آورده‌ام از روی نیازی‌‌ست
ور دردسری می‌دهمت از سر دردی‌ست
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 2 425
با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو

راندم چو از مهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن
دیگر بگو از جان من, جانا چه می‌خواهی؟ بگو
شاعر: مهرداد اوستا

تاریخ: 9 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 2 882
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 440

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصــــف زبـــــان دگری گویا نیست
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 233

دریغ میکنی از من نگاه را حتی
و نیز زمزمه ی گاه گاه را حتی

من و تو ره به ثوابی نمی بریم از هم
چرا مضایقه داری گناه را حتی؟
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 0 بازدید: 222
دریا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
شاعر: محمدعلی بهمنی

تاریخ: 8 تیر 1395 نظرات: 1 بازدید: 215

با پای دل قدم زدن آن هم كنار تو
باشد كه خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

ثبت شده در وزارت ارشاد



فال



مشاهیر شعر ایران و جهان


شاعران عضو

اشعار پر بازدید

    آمار سایت

    آمار مطالب امروز: 0
    این ماه: 3
    کل: 1503
    کل نظرات: 3977
    آمار کاربران امروز: 0
    این ماه: 4
    کل: 1018
    حذف شدگان: 0
    جدیدترین عضو: yagoob